تبليغاتX
کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت ...

کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت ...

کاش سرنوشت جز این می نوشت

 

 چیزی بگو بهار ! ... چیزی بگو تا از میان واژگانت شاعر بیچاره ، 

                    شعری را شکار کند برای روز مبادا !

 

آخر می دانی ؟! ... .واژگان تو گله های پروانه اند!... و من با تور غزل

، مثل کودکی بازیگوش ، در کوچه باغهای زندگی ، لا به لای این

همه آلاله ، دنبالشان می دوم !...حتی وقتی که خسته خسته ، در

سایه سار مژگان نیلوفری ات، با صدای لالایی نگاهت به خواب می

روم ، باز هم خواب پروانه را می بینم !...

چیزی بگو ! ...چیزی که به تمام تاریخ ادبیات عاشقانه جهان

بیارزد !...چیزی که همه چیزی باشد و هیچ چیز ! ... چیزی مثل هوا :

بن مایه حیات و نادیدنی !...

لب تر کن تا دیده تر نکنم !....

(( چیزی بگو ! ...پیش از آنکه در اشک غرق شوم ...چیزی بگو ! ))... 

....................................................................................

 حرف آخر

الهي...! دانايي ده كه در دام نيفتيم

بينايي ده كه در چاه نيفتيم

بگشاي دري كه در گشاينده تو اي

بنماي رهي كه ره نماينده تواي

من دست به هيچ دستگير ندهم

كه ايشان همه فانيند و پاينده تواي

            

نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 14:30 توسط مریم | |

 

اي لحظه هاي من

كه درآخرين پناهگاه زمان خفته ايد

اي لحظه هاي من

كه سازنده و معمار گذشته من بوديد

كه اكنون آغوش زمان را رها مي كنيد

تا آينده ام را بسازيد

با ظرافت گذر خود چه كرديد با دل بي سوداي من ؟

اي لحظه هاي خوب و زيبا

اكنون كه مي روم براي سير و سفر

اين آخرين وقار كهنه گذشته ها را مشكنيد

اي لحظه هاي من

كه از من گريزانيد

بي شما به استقبال آينده مي روم

بي شما به انتظار آن مي نشينم كه نه مي دانم چيست

و نه مي شناسمش

 

 انتها

 
 
اين همه به آسمان نگاه كرديم و ندانستيم
 
 
ماه نقطه آخر خط است
 
و اين هواي كوچك
دل شوره هايمان را جا نميدهد ديگر...

نميدانم به جاي كدامين واژه سكوت را جايگزين كرده ام و به جاي
 
كدامين غصه تمام رنجها و دردها را در كوله بارم ذخيره كرده ام و با خود
 
مي برم، به هواي كدامين نگاه و كدامين ديدار چشمهايم را بسته ام و
 
در جاده اي بي سر و ته زندگي قدم مي گذارم تنها، در اين تنهايي
 
عميقي كه به اندازه همه تنهايي خدا عميق است كه حتي دستهاي
 
فرشته هاي خدا هم به آن نميرسد...!

اين جا و آن جا
 
حالا تمام آن روزها روي دستمان مانده
 
و هيچ كس آن خيابان را تا انتها نرفت
 
به غم بنگر که چون درون ديده ام قطره قطره آب ميشود از ياد بوي عطر
 
شقايق.....آن همدرد من...افسوس که هر روز بويش کمتر و کمتر
 
خواهد شد تا آخر ميدانم!بويي نميماند تا با آن خاطره آم زنده
 
کنم....خاطره هايي خوب از همدردي پرازدرد. به انتهاي راه رسيده
 
ام..دعا کنيد که شايد راهي باشدومن ندانم...گرچه ميدانم
 
نيست!....سنگ صبورم سنگ است گوش ميدهد به درد وجودم اماحيف
 
که درکي از گفته هايم ندارد....پاکدلي نبود که در تنهايي خود مرا راه
 
دهد...گريه آسان بکند...درک کند درد مرا...درد من سخت است بدتر از
 
آنچه تصور بکنيد...در اين سن اين چنين دردي عجيب است....شايد
 
همه اين درد را دارند و فقط من دردم را با کاغذ و خودکارم قسمت
 
ميکنم...هيچ کس نفهميد مرا...انتظاري نيست از شما...و در آخر...باز
 
من ماندم و خلوتي سرد...خاطراتي از گذشته ي دور...وآرزوي .....
 
ودردي که خاموش نشد.

 

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 0:5 توسط مریم | |

 

اگر عشق ارتفاع داشت

من زمین را زیر پای خود داشتم

و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی

آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتی

-------------------------------------------

موبایلم حالش بده، شارژ نداره نورش کم شده صفحش یه کم

سیاه شده، مریضه سرفه می کنه، مى دونی چشه؟ هواى

Sms تو رو کرده!

 

-------------------------------------------

تو اگر باز کني پنجره اي سمت دلت ٬ ميتوان گفت که من چلچله

لال توام ٬

مثل يک پوپک سرمازده در بارش برف ٬ سخت محتاج به گرماي

پر و بال توام . . .

 

-------------------------------------------

دو نگاهي كه كردمت همه عمر، نرود تا قيامت از يادم. نگاه

اولين كه دل بردي، نگاه آخرين كه جان دادم..

 

توی لحظه های دلگیر ، این تو خاطرت بمونه

که همون یه قطره اشک زندگیمو میسوزونه . . .

 

-------------------------------------------

 

بیا تا برات بگم قصه بره و گرگ ، که چه جور آشنا شدن توی این

دشت بزرگ

آخر شب بود میدونی بره گرگ و نمیدید ، بره از گرگ سیاه

حرفای خوبی شنید

بیا تا برات بگم تو همون گرگ بدی ، که با نیرنگ و فریب به

سراغم اومدی . . .

 

-------------------------------------------

 

من خودم اینجا غریبم ، هیچکسو جز تو ندارم

گل من تحملم کن من یه کم طاقت بیارم . . .

 

-------------------------------------------

 

يادت هميشه سبز است در خلوت خيالم .خوبم به خوبى تو .هر

چند نپرسى حالم . . .

 

خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي که بهار

شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يه غريبه به دلت يه

وقت بشينه بعد اون بگه که هرگز نميخواد تو رو ببينه

 

-------------------------------------------

 

عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه

هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده

هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه

 

-------------------------------------------

 

زندگي ام را به پاک ترين نگاه مي فروشم، پاک ترين نگاه را به

پاک ترين قلب، پاک ترين قلب را به مرگ، مرگ،که زيبا ترين هديه

ي خداست

 

-------------------------------------------

 

روبه رويم همه ابهام و اميدي نگران آنها که به جرم وفا سنگ به

اين دل زدند براي اين دل نيازي به سنگ نيست اين شقايق با

نگاهي سرد پرپر مي شود

 

شب های دراز بی عبادت چه کنم

طبعم به گناه کرده عادت چه کنم

گویند کریم است و گنه می بخشد

گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم... 

 

ای که مدتهاست بامن نیستی ،

من همانم ، که با من زیستی،

رنجهایم را شنیدی باز هم ،

عاقبت گفتی ، غریبه کیستی ....؟!  

 

 

مرا در باغ محکم ریشه ای نیست

ز داس و تیشه ام اندیشه ای نیست

به گامی می توان بنیاد ما کند

به آهی می توان از هم پرا کند 

 

love - عشق


نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 0:5 توسط مریم | |

 

 

 

چند مطلب زیبا و خواندنی

 

1- به من نگاه کن واسه یه لحظه
نگات به صدتا آسمون می یرزه
من از خدامه بکشم نازتو
تا بشنوم یه لحظه آوازتو
من از خدامه پیش تو بمونم
جواب حرفاتو خودم بخونم
من از خدامه بمونم دیوونت
سرم بذارم رو شهر هم نشونم
من از خدامه بمونی کنارم
من که به جز تو کسی را ندارم
من از خدامه که نباشه دوری
فقط دلم می خواد بگی چه جوری
من از خدامه که یه روز دعامون
بره تو آسمون پیش خدامون
  بهش بگیم که بعد اون همه درد
خدا یه بار نگاهی هم به ما کرد

2-اگر آدمی شاد باشد
حتما كسانی را شاد نموده است
و اگر غمگین باشد،
 كسی را غمگین كرده است


3- ای کاش همدم تنهاییم قلب بارانی تو باشد
 تا اینگونه در گرداب غم و اسارت بی تو بودن اسیر نباشم
ای همدم تنهایی رویاهایم بیا و مرا رها کن بیا
 و مرا به قصر پاکان ببر



4- از کسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کسو مثل اون دوست نداشته باشی
 و از کسی که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شایدهیچ وقت هیچ کس تو رومثل اون دوست نداشته باشه.


5- وقتی هستی نیستم، وقتی نیستی هستم، وقتی هستم نیستی، وقتی نیستم هستی،
ای همه ی نیست شده ی هستی،هستی من نیست می شود وقتی تو نیستی


6- می گویند : که تنها یک دقیقه طول می کشد تا دوستی را پیدا کنید ،
 یک ساعت طول می کشد تا از او قدردانی کنید ،
 اما یک عمر طول می کشد تا او را فراموش کنی

 

 

نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 14:18 توسط مریم | |

 

 

میتوانم کسی باشم که آسمانش پرستاره است ، رنگ عشق را ندیده  

ولی عاشق است!

میتوانم شمعی باشم که عاشق هزار پروانه است ، سوختن پروانه را باور ندارد  

و مثل خورشید گرم گرم است!

میتوانم سرابی باشم برای دلها ، زخمی باشم برای دردها ، سنگی باشم برای شکستنها!

میتوانم بشکنم دلها را، به بازی بگیرم قلبها را ، و بسوزانم نامه ها را!

میتوانم دو رنگ باشم یک قلب رنگارنگ داشته باشم ، میتوانم در آغوشها بخوابم  

و آرام باشم!

در مرامم نیست اینگونه باشم ، دلی سیاه و قلبی پر ازدحام داشته باشم !

آسمانی بی ستاره دارم ، قلبی آواره دارم ، نه شمع هستم و نه خورشید ،  

من یک دل مهتابی دارم!

من که دلم پر از درد است پس چگونه مرحمی برای دردهایم باشم؟

من که خود یک دلشکسته ام ، در غم عشق نشسته ام پس چگونه باید آرام باشم!

نمیتوانم بنویسم قصه رفتنها ، غرق شدن در سراب دلها را !

مینویسم که اسیر دلهای بی وفا بودم ، هنوز قصه تمام نشده ،  

من نیز قربانی یک عشق دروغین بودم!   

نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 16:7 توسط مریم | |

با سلام ....................

ببخشید که دیر آپ کردم تقریبا یک سالی میشه ولی من همیشه نظراتون رو می خوندم

بازم اومدم ..............

 



من و پنجره

وجمعه دست در دست هم

در باغ انتظار به امید طلوع تو نشستیم.

می دانم وقتی که

دست های نیازمند٬

آسمان را می طلبد نوای دلنشین

<<اناالمهدی>>است

که آنها را بی نیاز می کند....
 
نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 14:35 توسط مریم | |

بررسی پيامدها و توصيه ها ی پزشکی روزه داری

بهداشت رمضان

همانطور که در قرآن آمده است ، هدف اصلی از روزه داری در ماه رمضان افزايش تقواست و روزه داران به نوعی برای کسب تقوا تلاش می کنند. این، تمام فلسفه روزه داری است، اما تمام تبعات اين مسئله از چندين بعد قابل بررسی است که يکی از آنها تاثيرات آن بر فعاليت های بدنی روزه داران است. متاسفانه در اين مورد تحقيقات فراوانی انجام نشده است، البته در کل تاريخ اسلام، اما در سالهای اخير محققان و دانشمندان مسلمان و حتی غير مسلمان با تحقيق بر اثرات بهداشتی روزه داری بر بدن انسان، به نتايج جالبی دست يافته اند . بطور کلی تحقيقات در اين زمينه در دو راستا انجام شده است ، شناخت اثرات روزه داری بر انسان و تعريف الگوی مناسب بهداشتی برای روزه داری . برای ما که در ابتدای ماه مبارک رمضان قرار داريم دانستن توصيه های بهداشتی نه تنها يک نياز که حتی يک ضرورت است، پس بد نيست با برخی از اين توصيه ها آشنا شويم.

مهمترين مسئله در مورد بهداشت ماه رمضان ، خوردن سحری و افطار مناسب است ، با اين حال ديده می شود که افراد بسياری سحری نمی خورند. عمل اين افراد تاثيرات زيادی بر فعاليت روزانه آنها می گذارد.

 

از نظر تغذيه ای ، روزه بی سحری توصيه نمی شود و اينکه برخی افراد بی سحری روزه می گيرند ، محروميت انرژی بيش از حد معمول را در فرد ايجاد می کند و بدن نيازمند استفاده از منابع چربی می شود و خوب نسوختن چربی منجر به توليد استون در بدن و آن نيز منجر به بوی بد دهان ، سردرد و دردهای عضلانی می شود و فرد احساس می کند که سالم نيست ."

رمضان و افراد خاص:

بصورت کلی می توان چنين عنوان کرد که رسيدن به الگوی خاص برای تمامی افراد در ماه رمضان محال ممکن است از آنجا که هر بدنی به رفتارهای غذايی خاصی واکنش نشان می دهد و عادت کرده است ، مهمترين مسئله خود شخص است. مثلا" برخی افراد نمی توانند وقت سحر غذا بخورند و برخی ديگر علاوه بر سحر وافطار ، شام سنگينی هم می خورند . علاوه بر اين افراد که الگوی رفتاری غذايی آنها در ماه رمضان براساس عادت آنها مشخص می شود، برخی افراد ديگر هم هستند که به دليل وجود بيماری های خاص يا شرايط ويژه ديگر يا نبايد روزه بگيرند يا در صورت گرفتن روزه بايد رژيم غذايی مشخصی را دنبال کنند. دسته ای از اين افراد زنان شيرده هستند. درصورتی که چنين افرادی روزه بگيرند بايد از الگوی غذايی مشخصی پيروی کنند، چون بخش اعظمی از اين رژيم غذايی وارد شير شده و به کودک انتقال می يابد. اين افراد بايد غذای روزانه خود را در طول ماه رمضان از نظر کمی و کيفی افزايش دهند. استفاده از ميوه ها و سبزيجات برای زنان شيرده اهميت بسيار زيادی دارد.

از ديگر کسانی که نبايد به هيچ وجه روزه بگيرند بايد به بيماران گوارشی اشاره کرد. اين بيماران در صورتی که روزه بگيرند و در حين روز دچار علائمی چون دل درد خصوصا" مالش رفتن شديد سردل در هنگام ظهر شوند ، نشانه فعاليت بيماری بوده و بايد از روزه داری پرهيز کنند.

توصيه های ضروری :

چندين توصيه بسيار مهم در مورد الگوی تغذيه در ماه مبارک رمضان :

- بين افطار و خواب ، آب کافی بنوشيد تا مانع کم آبی شود.

- در هنگام شام سبزی کافی مصرف کنيد و ميوه ها را نيز ساعاتی پس از غذا مصرف کنيد.

- از مصرف زياده از حد قند و غذاهای شيرين بپرهيزيد.

-از مصرف غذاهای تند و ادويه دار اجتناب کنيد.

-قبل از خواب و بعد از سحر مسواک بزنيد ، بيش از دو بار يا حتی بيشتر ، اگر امکان دارد. 

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 
بایدها و نبایدهای افطار و سحر

یکی از عادات غلط غذایی روزه داران این است که به دلیل تشنگی زیاد در هنگام شروع افطار آب سرد ، نوشابه و یا غیره استفاده می کنند ولی به آنان توصیه می شود افطار خود را با کمی آب گرم و یا چای آغاز کنند .

 

 می توانید از خرما یا کشمش استفاده کنید زیرا این دو سبب ضمن کنترل اشتها از بیش خواری به هنگام افطار ممانعت می کنند .

همچنین مصرف خرما در ماه مبارک رمضان در تنظیم قند خون بسیار مفید است زیرا خرما منبع خوبی از مواد مغذی ، قند ، فیبر و پتاسیم است لذا توصیه می شود که در وعده افطار حتی المقدور سه تا پنج عدد خرما مصرف شود اما از خوردن بیش از حد خرما نیز مانند دیگر شیرینی ها باید پرهیز کرد .

در ماه مبارک رمضان به جای انواع شیرینی ها مانند زولبیا و بامیه که حاوی انرژی و فاقد مواد مغذی ( ویتامین ها و املاح ) هستند از مواد غذایی طبیعی شیرین مانند خرما ، کشمش و انواع میوه استفاده شود .

افراط در مصرف انواع شیرینی به هنگام افطار ، چاقی و اضافه وزن را در پی خواهد داشت .

همچنین نوشیدن آب زیاد هم هنگام افطار سبب اختلال در هضم مواد غذایی می شود .

بعد از صرف سحری نیز بسیاری از هموطنان از بیم تشنگی در طول روز مقدار زیادی آب می نوشند که کار درستی نیست .

توصیه می شود که در وعده های سحری و افطار از پرخوری ، مصرف غذاهای چرب و سرخ کردنی و غذاهای حاوی مقادیر زیاد قندهای ساده مثل قند و شکر پرهیز شود .

همچنین از نوشیدن بیش از دو فنجان چای در وعده سحری هم باید اجتناب کرد چون چای زیاد باعث افزایش دفع ادرار و از دست رفتن نمکهای معدنی که بدن شما در طول روز به آن احتیاج دارد ، می شود .

توصیه می شود، روزه داران از مصرف تنقلات مانندآجیل و شکلات و شیرینی در فاصله افطار تا سحر پرهیز کنند ، این قبیل مواد دیرهضم هستند و سبب می شود که هنگام سحر به دلیل پری معده میل به غذا کاهش پیدا کند .

همچنین ، مصرف مواد غذایی سنگین ، دیرهضم ، پرچرب و سرخ شده به هنگام افطار مناسب نیست چون هم فشار زیادی به دستگاه گوارش وارد می شود و هم خواب را مختل می کند .

توصیه می شود به جای غذاهای چرب و سرخ شده از غذاهای آب پز و بخارپز یا کبابی استفاده شود .

کودکان به خصوص آنانی که از نظر جثه کوچک و کم وزن هستند بهتر است روزه کامل نگیرند ولی می توان آنان را در برنامه سحر و افطار شرکت داد و تشویقشان کرد چون این ایام و گرمی حضور اعضای خانواده به دور سفره سحری و افطاری محیطی سرشار از معنویت آنها را به وجد خواهد آورد و خاطره شیرینی برایشان خواهد بود .

سالمندان هم اگر روزه می گیرند باید مراقبت بیشتری بنمایند کاهش میزان آب در بدن سالمندان و کاهش قند خون ممکن است موجب سرگیجه شود و اینگونه سرگیجه ها اگر موجب افتادن شود برای سالمندان خطرآفرین است .

مصرف میوه رنده شده ، ‌لبنیات به ویژه شیرکم چرب ، استفاده از انواع سوپ ها و آش ها در افطار و سحر و نوشیدن چای کمرنگ برای آنها مفید است و می تواند تعادل آب و املاح را برقرار کند .

روزه در افراد بیمار با توجه به نوع بیماری متفاوت است در بعضی از بیماریها افراد می توانند با مشاوره با متخصص تغذیه روزه بگیرند و حتی گاهی روزه داری برای آنان مفید است ولی بیماران باید نظر پزشک معالج خود را ملاک اصلی قرار دهند و بدون مشورت به ویژه اگر تحت رژیم های خاص درمانی هستند ،

نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 16:17 توسط مریم | |

 

 

پیش از این ها فکر می کردم خدا        خانه ای دارد میان ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها                   خشتی از الماس وخشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور             بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از تاج او                   هر ستاره پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان                   نقش روی دامن او کهکشان
رعد و برق شب صدای خنده اش        سیل و طوفان نعره توفنده اش
دکمه پیراهن او آفتاب                       برق تیغ و خنجر او ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست         هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از این ها خاطرم دلگیر بود        از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین      خانه اش در آسمان دور از زمین
بود اما در میان ما نبود                   مهربان و ساده وزیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت       مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می پرسیدم از خود از خدا    از زمین، از آسمان،از ابرها
زود می گفتند این کار خداست        پرس و جو از کار او کاری خطاست
آب اگر خوردی ، عذابش آتش است   هر چه می پرسی ،جوابش آتش است
تا ببندی چشم ، کورت می کند        تا شدی نزدیک ،دورت می کند
کج گشودی دست، سنگت می کند    کج نهادی پای، لنگت می کند
تا خطا کردی عذابت می کند              در میان آتش آبت می کند
 با همین قصه دلم مشغول بود          خوابهایم پر ز دیو و غول بود
 نیت من در نماز و در دعا                  ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم همه از ترس بود     مثل از بر کردن یک درس بود
مثل تمرین حساب و هندسه         مثل تنبیه مدیر مدرسه
 مثل صرف فعل ماضی سخت بود    مثل تکلیف ریاضی سخت بود
  تا که یک شب دست در دست پدر   راه افتادم به قصد یک سفر
در میان راه در یک روستا                  خانه ای دیدیم خوب و آشنا
 زود پرسیدم پدر اینجا کجاست          گفت اینجا خانه خوب خداست!
 گفت اینجا می شود یک لحظه ماند     گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند
 با وضویی دست و رویی تازه کرد          با دل خود گفتگویی تازه کرد
 گفتمش پس آن خدای خشمگین          خانه اش اینجاست اینجا در زمین؟
 گفت آری خانه او بی ریاست                 فرش هایش از گلیم و بوریاست
 مهربان وساده وبی کینه است             مثل نوری در دل آیینه است
 می توان با این خدا پرواز کرد             سفره دل را برایش باز کرد
 می شود درباره گل حرف زد           صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
 چکه چکه مثل باران حرف زد        با دو قطره از هزاران حرف زد
 می توان با او صمیمی حرف زد     مثل یاران قدیمی حرف زد
 می توان مثل علف ها حرف زد      با زبان بی الفبا حرف زد
 می توان درباره هر چیز گفت          می شود شعری خیال انگیز گفت....
 تازه فهمیدم خدایم این خداست       این خدای مهربان و آشناست
 دوستی از من به من نزدیک تر           از رگ گردن به من نزدیک تر

                                                                        شعری ازقیصر امین پور

 

نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 14:26 توسط مریم | |

سالروز میلاد دردانه ی رسول خدا حضرت فاطمه

 

 

(ص) بر تمام فاطمیان مبارک باد

 

روز مادر است، روز تو، تويي كه چون كوه صبور و با استقامتي، چون درخت باطراوت و پاكدامني، چون خورشيد گرمي‌بخش و فروزاني، چون صبح زيبا و فرحبخشي، چون آسمان روشن و گسترده‌اي وچون ستاره درخشنده‌اي.
روز توست، تويي كه منبع فناناپذير حيات و سمبل بقاي نسلي، تويي كه هماي سعادت و شادي‌‌اي و گرمي‌بخش محفل خانه‌اي، تويي كه گل هميشه شكوفاي عشق و محبت و وفايي.
روز مادر است و من مي‌خواهم صميمانه‌ترين تبريك خود را بدين‌گونه نثارت كنم و جز اين چيزي را براي هديه دادن به تو لايق نمي‌دانم، زيرا عشق، محبت، ايثار و فداكاري تو هديه‌اي به وسعت آسمان‌ها و عمق درياها مي‌طلبد.
مي‌خواهم چيزي بنويسم كه شايد سرسوزني از رنج تو را پاس داشته باشم، اما كاملاً قاصر و مات مانده‌ام و نمي‌توانم از تو بگويم. دلم مي‌خواهد همه رنگ‌هاي دنيا را در دستانم بگيرم و بنويسم، اما به‌سراغ هر واژه كه مي‌روم كمرنگ و شرمگين مي‌شود، زيرا نمي‌تواند بر بلنداي عشق و ايثار تو دست يابد.
با آنكه مي‌دانم تو در استعاره نمي‌گنجي، سعي مي‌كنم بهترين واژه‌ها را كنار هم رديف كنم شايد قطره‌اي از دريا را سروده باشم.

اي عزيزترين موجود روي زمين
تو را دوست دارم، به اندازه دنيا، به اندازه آسمان، به اندازه تمام ستارگان آسمان، همان ستارگاني كه با همه بزرگواري و صبوري و از خود گذشتگي با يك دنيا مهر و محبت مانند آنان مي‌درخشي و روشني‌بخش زندگي‌ام هستي. مايه هستي من تويي، تو وجود را براي من آوردي و آن را برايم زيبا نمودي و اكنون نيز چون خورشيد بر شب‌هايم روشني مي‌بخشي. من تو را در آسمان مي‌جويم كه زمين برايت كوچك است.

تو آن گوهر يكدانه‌اي هستي كه خدا به من بخشيده است. در كنارم بمان كه در كنار تو هر چه هست بهار است و رويش دوباره را نويد مي‌دهد.

                                  

روز مادر مبارک                            هزاران گل تقدیم تو باد مادرم

 

 

روز مادر را به تمام مادران تبریک می گوییم

و همچنین رو زن را به تمام زنها

امیدوارم فاطمه ی باشید و فاطمه ی زندگی کنید

 

 

mother day روز مادر.png

مادر عزیزم روزت مبارک همیشه سر افراز باشی.

این هم برای مادرم

زیبا ترین کلمه برلب های بشریت کلمه«مادر» وزیبا ترین آوا،

آوای«مادرم» است.این کلمه آکنده از عشق و امید است،

کلمه شیرین و مهر انگیز که از اعماق قلب بر می خیزد

وزیبائی است.مادر همه چیز ماست

مادر آن روح جاودانی است که

لبریز از عشق و

زیبائی است.

کادو

این روزا هرچی می خری واسه ماه و اختره...کادوی روز مادره

باعث شور و شادیه،یه خورده مایه شره...کادوی روز مادره

اون چیه که هیچ کسی نیست اونو فراموشش کنه...پنبه توی گوشش کنه

از اون طرف هم یه نفراز دیدنش نمی گذره؟...کادوی روز مادره

می گن که خیلی بهتره ساده و مختصر باشه...از همه ساده تر باشه

اما می گن فقط طلاست که ساده و مختصره!...کادوی روز مادره

یه کادو مال همسره،اون یکی مال خواهره...مادر زنم که سروره

هر چی که زن تو فامیله یه لنگه پا منتظره...کادوی روز مادره

دستهای ما، رو سرمون،تسلیم همسرا شدیم...فقیر و بی نوا شدیم

اون چیه که واسه اون،حقوق یک ماه می پره؟...کادوی روز مادره

یکی می گفت عیب نداره جنس ها اگه گرون شدن...ببین دلا جوون شدن

دروغه این حرف که می گن قیمتها چند برابره...کادوی روز مادره!

کوثر فاطمه fatema.jpg

روز پدر مبارک باد  ۲۶تیر ماه
 

نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 14:53 توسط مریم | |

 اما
اعجاز ما همين است
:
ما عشق را به مدرسه برديم
در امتداد راهرويي کوتاه
در آن کتابخانهء کوچک
تا باز اين کتاب قديمي را
که از کتابخانه امانت گرفته ايم
- يعني همين کتاب اشارات را
-
با هم يکي دو لحظه بخوانيم

ما بي صدا مطالعه مي کرديم
اما کتاب را ورق مي زديم
تنها
گاهي به هم نگاهي
...
ناگاه
انگشتهاي (( هيس !
))
مارا
از هر طرف نشانه گرفتند

انگار
غوغاي چشمهاي من و تو
سکوت را
در آن کتابخانه رعايت نکرده بود !
...

قيصر ‌امين‌پور

نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 15:24 توسط مریم | |

Design By : Night Melody